X
تبلیغات
رایتل

روزگاری دزدها هم با شرف بودند

3 مرداد 1390 ساعت 21:20

به ایمیلی که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید:

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند: چرا این همه مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند. و من دزد مال او هستم، نه دزد دین. اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال ،خللی می یافت، آن وقت من دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.


پی نوشت:

ما که دزد نیستیم، ولی خیلی وقتها انصاف هم نداریم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo