روزگار جوانی، زندگی یک جوان است در این روزگار. غمها و
شادیهایش، نگرانیهایش، دغدغه هایش و هرچه که به ذهنش می رسد و
نمی تواند به زبان بیاورد. از آن چیزی که هست و آن چیزی که می
خواهد باشد می نویسد. می نویسد تا پس از گذر از روزگار
جوانی حسرتش را نخورد.
نوشته شده توسط مجید نظری
در 16 مهر 1390 ساعت 12:04
امشب میرم شاهرود تا نسخه فارغ التحصیلی رو بپیچم. از اونجایی که تو این چند وقت تقریبا هرجایی می رفتم یه جای کار می لنگیده، یه احساس بدی دارم که نکنه فردا کارم راه نیفته.
سکوتی خفته در خاک سکوتی خفته در خاک زیر خروار خروار خاک درغریو بی صدایی وصف ناشدنی مرگ چه زیبایند گلهای روییده بر خاک تن
مشکلات ما سبب تجربه و معلم ما هستند اگر بدانیم که نیمی از مشکلات ما زیر چشم خدامتولد میشود و متوجه شویم که وجود هر مشکل برای ما حضور یک معلم و در نتیجه یک تجربه...
جالبه! گوش ندادن برخی از شاگردها به پند های معلم ها
حتی اگر نباشی می آفرینمت! از دور چقدر زیباست دمیده شدن نسیم زندگی در وجود قاصدک و چه باشکوه وداع قاصدک با ذره ذره وجودش و نیست شدن در یک هستی زیبا...