هشتپا
یکی از اونایی که از عنکبوتها می ترسید می گفت: «شبا وقتی خواب هستم کابوس میبینم که یه عنکبوت از تخت میاد بالا و روی پتو راه میره تا اینکه میرسه به سرم. من هم چشام رو باز میکنم و عنکبوت رو ربروم میبینم و با وحشت از جام میپرم، در حالی که هنوز احساس میکنم عنکبوت اونجاس و واقعیه.»
این همون کابوسیه که من هم گاهی وقتا میبینم. البته تو کابوسای من عنکبوت از زیر پتو میاد و روی گردنم میایسته. بعضی وقتا هم که از خواب میپرم، تا چند دقیقه تو پتوم دنبال عنکبوت میگردم.
و اینترنت مثل یه چیز سیریش مانند (نمی دونم درست نوشتم یا نه؟) آدمو میچسبونه به صندلی 



