X
تبلیغات
رایتل

خنده و گریه

3 خرداد 1390 ساعت 10:54
مرد دانایی برای جمعی سخنرانی میکرد و جوکی برای حضار تعریف کرد.
همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان جوک را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد جوک را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن جوک نخندید.
او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به جوکی یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

+

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo