X
تبلیغات
رایتل

معلم من آقای مشفق

13 اردیبهشت 1390 ساعت 00:35

دلم برای 9 سالگیم خیلی تنگ شده. کلاس سوم ابتدایی معلمی داشتیم به نام آقای مشفق. تنها سالی بود که روزها برای رفتن به مدرسه لحظه شماری می‎کردم و فکر می‎کنم همه همکلاسیهایم هم در آن زمان همین طور بودند. اولین سالی بود که آمده بود به مدرسه ما، سال بعد هم رفت جای دیگر. آن سال مثل برق و باد گذشت، زودتر از آنچه که فکرش را می کردم. حالا فقط خاطره آن سال در ذهنم مانده. شعر و ترانه خواندن آقای مشفق در دقیقه های آخر کلاس، زنگ ورزش و فوتبال بازی کردنش با ما، معما گفتن و بازیهایی که سر کلاس به ما یاد میداد و رفتاری که با دانش آموزانش داشت، او را تبدیل کرده بود به یک معلم دوست داشتنی. از همان معلمانی که همیشه در فیلمها و سریالهای ایرانی بودند و جایشان در مدرسه خالی بود. از همانهایی که نه تنها به درس بلکه به همه زندگی دانش آموزش توجه داشت.

آقای مشفق برای من تصویر یک معلم نمونه است.


آقای مشفق! نمی دانم الان کجایی، واینکه آیا هنوز معلمی یا نه؟ نمی دانم چند نفر با شنیدن کلمه معلم به یاد تو می افتند؟ نمی دانم با رفتارت چند نفر را عاشق شغل معلمی کردی؟ اصلا نمی دانم هنوز من را یادت هست یا نه؟ اما امیدوارم در پناه حق موفق و سلامت باشی. روز معلم مبارک آقای مشفق!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo